تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما .....
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

دلم......

یکشنبه 6 شهریور 1390 05:05 ق.ظ

نگارنده : آدن
دلم گهر میخواد
صبح زود
وقتی چشماتو باز میکنی
و اولین تصویری که میبینی
انعکاس تصویر کوه تو شفافیت مطلق دریاچه‌ست.


دلم گردنه حیران هم میخواد
ساعت 6 صبح
مه آلود
خیس
آروم ............


دلم غازیان میخواد
همون سوییت خودم
درها رو باز بگذارم
تا صبح به صدای دریا گوش کنم
دم صبح از رو تراس بپرم رو ماسه های خیس
پا برهنه
بعد بدوم تو آب
مرغای ماهیخوارو فراری بدم
با پام رو ماسه ها نقاشی بکشمو اجازه بدم آب بشوردشون
رو یه خط صاف راه برام و از انحرافات قدمهام رگرسیون بگیرم!
دلم دیوونه بازیهای تنهاییمو تو غازیان میخواد
دلم اون شب چهارشنبه سوری هشتاد و هشتو میخواد که رو تراس آتیش درست کردمو از روش بلند پریدم تا نزدیک موجا
دلم قایق سواری میخواد
با همون قایق پارویی آبی کهنه که بچه های تالاب بی صاحب ولش کردن
دلم بارون زمستونی دم صبح موج شکنو میخواد
دلم سرمای صبح بارونی انزلی میخواد
دلم دریا میخواد


پ.ن:دلم پلنگ صورتی میخواد
اون قسمتی که هی میاد برای مونالیزا لبخند میکشه :|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 5 خرداد 1392 04:33 ق.ظ

خواب هم که میبینیم!

چهارشنبه 12 مرداد 1390 04:54 ب.ظ

نگارنده : آدن
دیشب خواب دیدم
گیس طلا اومده خونمون! با سحر دوستم از قبل آشنا بودن انگار
خونمون مراسم داشتیم
نمیدونم چه مراسمی اما شلوغ پلوغ بود
دیگ بکش اینور
صندلی بیار
میوه بشور منم هول شده بودم که ایوای آبرو ریزی شد که
مهمون اومده جا نداریم بشینه!
بعد ماندگار هم بود
برادرزاده دکتر
اومده برای مسابقه
منم شرکت کننده بودم
نمیدونم مسابقه چی بود اصلا!
یه دفعه دیدم تو دانشگاهم
مهندس ن صدام کرد که برم دم در اتاقش
گفت حالا که بابام فوت کرده میخوام ازدواج کنم. اینم خصوصیات همسر ایده آل من
بعد خصوصیاتو روی کاغذ آ4 نوشته بود پشت کمدش چسبونده بود نشونم داد!
بعد هم
همونشو کند داد به من
منم 4 تکه میکردمشون به ترتیب حروف الفبا مثلا مرتب میکردم براش
که خانم الف رسید
پوزخند زد و رد شد!
منم گفتم چیه مگه؟
کاغذ باطله‌ن اینا!!
مهندس گفت بهت اعتماد دارم.
هر کی که تو بگی
منم یادم رفت به گیس طلا
گفتم یه خانم شیرازی هست که داره دکتر میشه
خوشگله و با نمک
خودم دوستش دارم
اتفاقا الانم خونه مونه
بریم ببینیمش؟


دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 مرداد 1390 04:55 ب.ظ

iهمینجوری شاید هم نه!

یکشنبه 2 مرداد 1390 01:33 ق.ظ

نگارنده : آدن

مرا ببخش اگر تو را به باد سپردم
اگر تو را به اوج ترانه نبردم

مرا ببخش اگر رفیق و یار نبودم
مرا ببخش اگر که ماندگار نبودم

مرا ببخش اگر تو را به شعر شکستم
در مرگ برگ اگر به گریه نشستم

مرا ببخش اگر که دریاوار نبودم
ببخش اگر که خانه‌نگهدار نبودم
مرا ببخش...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(شـــهیار قنبری)






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 مرداد 1390 01:35 ق.ظ

ببخشید!

یکشنبه 2 مرداد 1390 01:10 ق.ظ

نگارنده : آدن
میخواستم کلی بنویسم
اما
نوشتنم نمیاد
همه حرفهای نگفته رو صفحه خالی حک میکنم

























































تمام شد!
نه شروع شده تازه




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 مرداد 1390 01:10 ق.ظ

یکی باشه دلم واشه!

دوشنبه 23 خرداد 1390 10:27 ب.ظ

نگارنده : آدن
انگار فقط موقعی که همه چی آروم نیست دلم برای نوشتن در اینجا تنگ میشه.
نمودار سینوسی ام امروز!
الان اونطرف نمودار در قعرم.
نا شکرم؟
حساسم! لوسم؟
هر چی که هستم!

هر چند در واقع همه چی آرومه و من همش در سفر و در حال دریافت نوازش از محیط هستم!!
در دو هفته گذشته 2 تا سفر عالی رفتم و 2 تا تجربه ناب!
اما یه دفعه شادی خونم رفت زیر صفر
اومدم اینجا بنویسم تا دلم واشه!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 54 1 2 3 4 5 6 7 ...