تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - ................
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

................

چهارشنبه 23 تیر 1389 11:46 ب.ظ

نگارنده : آدن

همیشه یه جای خالی وجود داره در زندگی هر فردی (یا دست کم من و امثال من) که با هیچی پر نمیشه.
این جای خالی مثل سیاهچاله است و خلا اون زمان،توان و انرژیتو میبلعه و نابود میکنه.
تلاش میکنی پرش کنی.
با کار
خانواده
دوستان
کتاب
ورزش
موسیقی
مسافرت
اما انگار تکه های پازل ناجور باشن برای اون جای خالی!
پر نمیشه
هیچی پرش نمیکنه
با ایمان ناکاملت توکل میکنی
اما همونم پرش نمیکنه
خالیه
خالیه
یه دفعه به خودت میای، میبینی دیگه زندگی نمیکنی. زندگیت شده همش تلاش برای پس زدن و کنار گذاشتن حسهای بد، که هیچوقت از بین نمیبرن و فقط از نوعی به نوع دیگر تبدیل میشن و باقین!!
به خودت میای میبینی که روزات داره در سکون و سکوت میگذره. بازدهیت به صفر نزدیک شده .
میبینی که تا کسی احوالتو میپرسه شروع میکنی به غر،نق، ناله
میبینی لبخندات مصنوعی شدن و خنده هات ساختگی
فرار میکنی
تنها میمونی
و اون سیاهچاله رشد میکنه
بزرگ میشه و
ذهن و قلبتو خالی میکنه
خالی و خالیتر


پ.ن: خدایا این انصافه! جبر جغرافیایی و جبر تاریخی!! فقط به همین دلیل باید تحمل کنم؟! که همینه که هست؟؟






دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -