تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - آشتی آشتی
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

آشتی آشتی

شنبه 26 تیر 1389 12:12 ق.ظ

نگارنده : آدن
یه وقتایی لازم هست که دستمال به سرت و چادر به کمرت ببندی و شروع کنی به گردگیری و جارو کردن روحت. همینطوری خاک انداز خاک انداز گرد و خاک جمع کنی و بریزی تو سطل زباله. این وسط ها ممکنه یکی دو تا شیشه هم بشکنه هر چند دلت میسوزه اما مهم نیست برات. چون قراره همه چی تمیز و پاک بشه. هر چی ته زیر زمین و تو پستو هست میگذاری دم در که 137 بیاد ببره، حتی اگر یادگاری باشه.  چون دیدن دوبارشون غمگینت میکنه، دیگه لازمشون نداری. مگه در 2 سال گذشته چقدر ازشون استفاده کردی یا بهشون سر زدی. یادت هست که اون لاکی که هر از چند گاه توش فرو میری رو هم بندازی دور. بعد که حسابی خونه تکونی کردی، میری یه دوش آب سرد میگیری و میای.  جلوی آینه می  ایستی.به تصویرت تو آینه نگاه میکنی و یاد خودت میافتی که خیلی وقته بهش سر نزدی و حواست بهش نبوده .موهاتو  روغن میزنی و میپیچی، راضی کننده نیست هنوزم. اون لاک قرمز طلایی رو برمیداری و آروم آروم و با طمانینه دونه به دونه ناخنهاتو لاک میزنی (اینطوری امتحان صبر و تمرکز میگیری از خودت!) کارت که تموم شد، یه نگاه دیگه میکنی تو آینه. دختر تو آینه که بهت لبخند میزنه ذوق میکنی! خوشحال میشی که تو رو دوباره پذیرفته. میری آشپزخونه مهم نیست که ساعت یازده شبه!! برای خودت کوکو سیب زمینی و پنیر درست میکنی (هر چند به نظرت سخته و سرخ کردنش خیلی زمان میبره، درست میکنی چون دختر تو آینه دلش خواسته و تو قراره دوسش داشته باشی بعد از این!)و انگار که مهمون داشته باشی میز میچینی. زیتون و سالاد ، ماست و خیار  و  دوغ. بعد میشینی و آروم آروم شامتو !! میخوری.
بعد از شام هم میشینی با دل خوش و بی اونکه به فردا فکر کنی کلیپ سوسن خانم میبینی و  صداتو میندازی  سرت و میخندی.
تصمیم گرفتی با خودت آشتی کنی. تبریک میگم!

پی نوشت: لازم نیست که بگم مثل بقیه اینترنت گوروها !! در تمام این مدت حتی همون موقع گردگیری و گرد و خاک!! صفحه گوگل ریدرت باز بوده! همش سر میزدی و آیتم میخوندی وshare میکردی!!





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 26 تیر 1389 02:26 ق.ظ