تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - دور از جونتون و باز هم دور از جونتون:
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

دور از جونتون و باز هم دور از جونتون:

یکشنبه 17 مرداد 1389 01:41 ق.ظ

نگارنده : آدن

تا حالا شده که  یه روز صبح (ترجیحا پنجشنبه) از خواب بیدار بشید و ببینید که به جای انگشتان دست چپ یک تعدادی (همون حدودا  5 عدد!!) توده دردناک متورم کبود (سابقا انگشت و فعلا دو سه برابر انگشت سابق!) چسبیده به بافت کبودتری!! که اونم سابقا کف دست بوده؟؟ بعد نتونید این دست و حرکت بدید و از شدت درد ندونید کجای دلتون!! بگذاریدش؟
تشریف ببرید دکتر و اونم با قیافه من میدونم تو نمیفهمی!! هی دستت و با زور خودش و البته به زور!! باز کنه و ببنده و مسلما!! آنچه البته به جایی نرسد فریاد است!!
بعد این توده !! چنگ شده باشه و تو رادیولوژی هی خانمه با بی رحمی (خودش که میگفت من شمرم!) بخواد دستتو روی صفحه باز کنه و انگار که دزد گزفته باشه هی از این مثلا دست در وضعیتهای مختلف عکس بگیره. با همون دستی که هنوزم نمیدونی کجای دلت بگذاری یک ساعت یه لنگه پا وایسی که خانم دکتر لطف کنن نظر بدن که همه چی آرومه! و استخوانها، مفاصل و فاصله شون! از هم طبیعیه.
بعد بری آزمایش خون بدی و هی این خانمی که خون میگیره بگه خوب دستتو مشت کن! باز کن! بعد نشه خودش کمکت کنه!!!!!!!!!!!!!!
برگردی نتیجه رو به دکترت نشون بدی اونم هی سرشو بخارونه و نفس عمیق بکشه و بعد از تحویز مقادیر فراوان کورتون و مسکن بخواد دستتو آتل ببنده و مراسم من میتونم ، خودم بازش میکنم، نه ولم کن دستتو بده به من و صبر کن الان دستت باز میشه باعث شه که صورتت از فرط درد و جیغهایی که نگه داشتی و نکشیدی کبودتر از دستت بشه!

خسته و داغون (واقعا داغون!) برسوننت خونه و ببینی که به! مهمونننننننننننن داریم!! و به تو نگفتن مبادا روحیتو از دست بدی!!!

بعدم هی این آتلو این "ای وای عزیزم دستت چی شده و قربون خواهر زاده ام برم ببینم دستتو " باز کنن و البته خودشون هم!! برات ببندن.
- درد که نداری؟؟
- با لبخند زورکی دم گریه: نه!مرسی!!!

بعد هم هی مقاومت کنی و تجویز های دارویی شونو نگذاری رو دستت امتحان کنن.

کابوس وحشتناکیه!! نه؟

علاوه بر این هم تو کف باشی که دستت چه جوری رشد کرده و 3 برابر شده. بعد هم هی به کشیدگی پوستت نگاه کنی و حرص بخوری که مبادا  ترک نخوره!!

بعد از 2 روز،با  2 تا متیل پردنیزولون، 7 تا ژلوفن، یک تیوب پیروکسیکام ، یک آتل آماده فلزی و کلی باند کشی رو هم رو هم!برای گرم نگه داشتن دستم و کیسه آب داغ!!! اوضاع عادی شده. الان فقط انگشت سومم کمی دردناکه. در ضمن مشکل دست ما یا از سرما بوده یا حساسیت یا اعصاب!! به جون خودم دکتر گفت!!

پ.ن: سه شنبه وقت گرفتم از یک فوق تخصص ارتوپدی. میخوام ببینم واقعا مشکلش چی بوده.

پ.ن2: همه فریزرها و سردخانه ای که من توشون نمونه داشتم خراب شدن و بیست درصد تز محترم و کلی زحمت شبانه روزی از بین رفت!!!!! حالا آدن دوباره دست به زانو باید بلند شه از اول! و البته که اینجا ایران است، بهشت پژوهشگران!!

کم اهمیت نوشت: استاد مشاورم گفت نزدیک سکته ای!! منم حال و روز تو رو داشتم که سکته کردم در 29 سالگی!! مراقب خودت نباشی تمومه!!

حال نوشت: جز یه کم سردرگمی و گیجی و انفعال دایمی که به آن دچاریم ملالی نیست جز دوری شما

دلتنگ نوشت: نازنین مهدیه بی خبرم و دلتنگ!! کجایی؟؟

کلام آخر:

کاش هر چی پیش میاد خیر باشه





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -