تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - جسته گریخته
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

جسته گریخته

جمعه 2 مهر 1389 05:23 ق.ظ

نگارنده : آدن
1-  به بهشتی که شاید دیگر بهشت نباشد فکر میکنم.
سلام مونتسکیو!

2- بعد از نوشتن پست دیروز فهمیدم که:
actually I can do it !!

3- خودم هم شاخ درآوردم!! کافیه که کمی تمرکز کنم و بخواهم.

4- خوشحالم که حداقل یکیش برای خودم مونده!

5- متهم گریخت!! ندیده بودمش قبلا. طرز نشستن علی صادقی دم در حمام و حسی که گرفته بود معرکه بود! کارهای عطاران خنده داره اما همیشه اعصابمه!!!  یعنی خیلی وقتا بیشتر حرص میخورم تا اینکه بخندم!

6- اذان صبح به افق تهران

7- در راستای اتمام پروژه های ناتمام ! 2 پروژه 7-8 ماه معلق مانده! تکمیل شد. فکر کنم 1002 تا دیگه مونده باشه.

8- 3 تا کتاب تو لیست خرید دارم. مینویسم که یادم نره. شنبه قبل از دانشگاه با یه دور شمسی قمری!! میرم بازارچه کتاب.

9- این هفته  قراره چهره‏‏‏‌مون علمی بشه!

10- مقاله طلسم شده ام تمام شد، برای خودم جایزه پاستیل و شکلات گرفتم!!!


غر نوشت: یه کم به خودت و شرایطتت فکر کن . به قول یه بنده خدایی (منبع نامعلوم! یک تصویر share شده در گوگل ریدر) تنها چیزی که داری "دسترسی به اینترنت" هست ( اینم نقل به مضمون البته!!)( البته اعتماد به نفس زیادی!!! هم داری به زعم من). پس در اموری که تخصص نداری افاضه نکن لطفا!! خصوصا اون حالت طلبکارانه‏اتو هم! لطفا! جمع!! کن. مردم وامدار شما نیستن، اینو بفهم!! (مخاطب خاص دارد. لطفا به خودتون نگیرید حتی شما دوست عزیز!!)

پ.ن: داشت اما حالا دیگر ندارد!!!




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -