تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - هنوزم زنده‌ام!
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

هنوزم زنده‌ام!

سه شنبه 6 مهر 1389 11:12 ب.ظ

نگارنده : آدن

امشب تگرگ بارید قد فندق و بعضا بزرگتر
در کمتر از یک دقیقه زمین پوشیده شد از خرده برگ چنار ، برگ و شاخه های شکسته و دونه های سفید تگرگ
تو این اوضاع یه دختر با لباس تو خونه!! و موهای باز تو حیاط راه میرفت!
همه هم صداش میزدن که بیا تو "دیوونه" میمیری!!
انگار نه انگار
راه میرفت و فکر میکرد که میتونه فرار نکنه!!
تحمل کنه
خوش باشه!!

فکر میکنم 5 دقیقه ای زیر تگرگ راه رفتم تا وقتی بارون شروع شد وقتی برگشتم همه میخواستن قبل از اینکه با سینه پهلو بمیرم خودشون منو بکشند!
موهام پر ازبرگ و خرده چوب شده بود و اگر لباسمو میچلوندم یک گالن ازش آب درمیومد!!
از شدت هیجان قلبم تو گلوم میتپید و نمیتونستم آروم بگیرم
 بعد از یه دوش آب داغ!! الان سرخوشم.
حالم خوشه!!
 آدن که با همین دیوونه بازیهاش زنده بود، هنوز هم هست...





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -