تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - امان از دست بچه های این دور و زمونه(2)!؟
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

امان از دست بچه های این دور و زمونه(2)!؟

یکشنبه 25 مهر 1389 10:37 ب.ظ

نگارنده : آدن


پنجشنبه پیش نزدیک ظهر پشت چراغ قرمز نزدیک خونه منتظر بودم که چراغ سبز بشه و رد شم. برای خودم داشتم فکر میکردم و ثانیه میشمردم که صدای جیغ یه دختر اومد: آی خانوووووووووووووووومممممممممم
سرمو برگردوندم  و دیدم یه دختر بچه مدرسه ای تا کمر از  پنجره جلو  یه ون سبزرنگ  که سمت چپ نگه داشته بود و پر از دختر بجه های دبستانی با فرم سبز مغز پسته ای بود، خم شده بیرون و منو صدا میکنه. هی میگفت خانم نقره‌ای شیشه را کمی پایین دادم و بهش گفتم چرا داد میزنی؟ که شروع کرد به حرکت زدن و ادای رپرها رو درآوردن و ردیف کردن یه سری جمله بیربط پشت سر هم !! که چراغ سبز شد و ماشینشون حرکت کرد و من با فک آویزون راه افتادم. از آنجایی که حافظه من گاهی اوقات در حد گلدن فیش جواب میده هیچکدوم از جملاتش یادم نمیاد فقط حرکتش یادم مونده و هی به خودم نگاه میکنم که من بیچاره چه شکلی‌ام که این دختر مدرسه ای ها!! برام اطوار میان!(این بار دومه!) بعد هم که امان از دست بچه های این دور و زمونه!! ما بیچاره ها که 9-8 سالمون بود فقط کتابهامونو میشناختیم و " به من بگو چرا" یا "آیا چرا چگونه" ،خلاف سنگینمون میشد خوندن نهایتا الیور تویست دیکنز یا جزیره گنج استیونسون! ما این شدیم! اینا چی میخوان بشن!؟؟ (آیکون نه‌نه آدن که گیس سفید کرده چارقد به سر لب به دندون میگزه و پشت دستش میزنه!! )

پ.ن: دفعه اول اینجا اومده





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 مهر 1389 11:42 ب.ظ