تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - برایم بنویس..
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

برایم بنویس..

شنبه 1 آبان 1389 12:09 ق.ظ

نگارنده : آدن
برام یک ایمیل اومده بود. از یه آشنای قدیمی. بازش کردم دیدم به آلمانی نوشته. بعد از کلی سرچ و برگردان! متوجه شدم که یکی از اشعار برتولت برشت هست. شعر ساده، مضامین ساده اما 
اما بری من ساده نبود!

بغضی که نتونستم براش بنویسمش و سکوتی که جوابم بود.


برایم بنویس، چه تنت هست؟ لباست گرم است؟
برایم بنویس چطوری میخوابی؟جایت نرم است؟

برایم بنویس، چه شکلی شده ای؟ هنوز مثل آن وقتها هستی؟
برایم بنویس، چه کم داری؟ بازوان مرا؟

برایم بنویس حالت چطور است؟ خوش میگذرد؟
برایم بنویس آنها چه میکنند؟ شجاعتت پا برجاست؟

برایم بنویس چه میکنی؟ کارت خوب است؟
برایم بنویس به چه فکر میکنی؟ به من؟

متاسفم . به تو فکر نمیکنم که کاش میتونستم و به جای هدر دادن زمان و عاطفه‌م باید یه سیلی به صورت منطقم میزدم و به تو فکر میکردم!





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -