تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - دغدغه های یک دکتر بعد از این !!!
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

دغدغه های یک دکتر بعد از این !!!

چهارشنبه 5 آبان 1389 12:14 ب.ظ

نگارنده : آدن

 دوشنبه 3 بعداز ظهر دم در ساختمان اداری دانشکده، پیگیر نامه ای با موضوع مرگ و زندگی!! بودم که از 3 شنبه گذشته قرار بوده از گروه به دانشکده برسه و در شورای سه شنبه دانشگاه که هر 2 هفته یکبار برگزار میشه مطرح بشه .  برای امضای مدیر گروه 5 ساعت منتظر شده بودم و ایشان هر یک ساعت یکبار اعلام میفرمودن که تو راهم الان میرسم!! قبل از آن نامه به دانشکده رسیده بود اما چون معاون آموزش دانشکده به اینجانب لطف!!! بیش از حد داشتن نامه برای امضای مجدد!! به گروه برگشت خورده بود! تا فقط ایشان ثابت کنند که الان دور دور منه!!
در این حیص و بیص هم تکنسین یکی از آزمایشگاهها زنگ زده که خانم فلانی نتایج آنالیزتون آماده‎ست تا نیم ساعت دیگه بیایید بگیرید من دارم میرم مرخصی تا هفته آینده! یکی از دوستان زنگ زده که با spad کار داری؟ کجایی من بیام ازت تحویل بگیرم؟ یکی دیگه زنگ زده که فلانی دوستت!! ازش میپرسی کلید منو کجا گذاشته ؟؟!! استاد راهنما تماس گرفتن قبل از پایان ساعت اداری یه سر بیا گروه کارت دارم!
 خوب تصور وضعیت من چندان سخت نخواهد بود. عصبانی! صورت کبود و اخم و ابروهایی که به زمین می رسید!
تلفنم که زنگ خورد با سردترین لحنی که همین مواقع پیدا میکنم جواب دادم که : "س" جان میشه من بعدا باهات تماس بگیرم؟
"س" (دوست عزیز 11 ساله‌ام) گفت: آدن ببخش زنگ زدم که یادآوری کنم چهارشنبه عروسی شیماست! اما خوب حالا که بدموقع هست بعدا زنگ میزنم!
خوب من دقیقا همین یادم رفته بود. عروسی که قرار بود یک ماه پیش باشه و به علت فوت مادر بزرگ داماد یک ماه به تاخیر افتاده بود!
بعد من در حال جیغ زدن! وااااااااااییییییییییییییی راست میگی. چرا الان زنگ زدی؟!! من چه کار کنم حالا؟ لباسم؟ وقت آرایشگاه نگرفتم! به "ر "  هم گفتی؟ ساعت چند بود؟ همون تالار؟؟
چه جوری خودمو برسونم؟ کارم؟ آنالیز!! آزمایشگاه ... .
 "س" هم  نصیحت که آدن اون صدا چی بود و چرا عصبانی بودی و نکن با خودت پیر میشی! همیشه که قرار نیست درس بخونی! و بیخیال شو. به این شورا برسه یا 2 هفته دیگه چه فرقی میکنه! فدای سرت! چرا اعصابتو خرد میکنی ...
و
 من بیخیال همه چی شدم و برگشتم، رفتم برای خودم خرید و آرایشگاه و ... .

الان هم داشتم به این فکر میکردم موهامو چطور درست کنم؟ لاک بنفش بزنم یا جگری! چه طرحی بزنم رو ناخنم؟ با سیاه بکشم یا سفید؟ طلا سفید یا زرد؟ کدوم دستبندمو با کدوم انگشتر دست کنم ؟؟

پ.ن: سه شنبه صبح ساعت 10 کارم انجام شد.


---------

غلط نامه: خوره= خورده،    خم= اخم،  بک= یک  ففته= هفته 
تصحیح شد!





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 آبان 1389 05:19 ب.ظ