تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - برنامه این هفته: اسفند دود کن!
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

برنامه این هفته: اسفند دود کن!

چهارشنبه 6 بهمن 1389 11:52 ب.ظ

نگارنده : آدن
1- شنبه صبح: دارم از خونه میرم دانشکده. سر خیابون سوار تاکسی میشم. راننده حاج آقا حیدری همسایه چندین و چند ساله‌مون هست . سلام علیک گرم و احوالپرسی پدر و خانواده. در مورد درس و کارم هی سوال میپرسه و هی با لبخند میگه ماشالله! بعد یه دفعه به خانمی که از قبل کنارش سوارشده بود نگاه میکنه و میزنه به داشبرد بعد میگه دخترم برای خودت اسفند دود کن بعد هم برام لاحول و لا قوه الا بالله میخونه و فوت میکنه پشت سری که من نشسته باشم!


2- دو شنبه عصر: برام پیامک رسیده. حاج خانم کریمه دوست پنجاه ساله‌م!که همسن و سال مامان هستن که خاله صداشون میکنم. نوشتند: عزیز خاله الان  در حرم امام رضا هستم و نایب‌الزیاره.  برات دعا میکنم تو هم برو برا خودت اسفند دود کن!!!!!!!

3- سه شنبه عصر نزدیک به غروب: س زنگ زده و داریم راجع به برنامه های کلان مدیریتی!! در زمینه اقتصاد و آزمون امسال دکتری و آیلتز و هزار مسئله جدی دیگه! حرف میزنیم. یه دفعه  صدای قهقهه خنده‌ش بلند میشه. میگم چی شده میگه که پسرش وایساده هی پشت سر هم میگه به آله بگو اسبند بوت کن! اللهم! کن!! میگم اینو از کجا میگه؟ میگه مامانم بهش گفته!!

4- چهارشنبه ساعت 11 کتابخانه گروه: دارم با استفاده از بند "پ" 3 تا پایان نامه امانت میگیرم . درددل میکنم بتا خانم مسوول کتابخانه که سرم خیلی شلوغه و گیج شدم. دور خودم میجرخم همینطوری، میگه اسفند دود کن!!!
کسی که سردرگم باشه اگر اسفند دود کنه چشم زخم ازش دور میشه و راهشو پیدا میکنه!

5- همین دو ساعت پیش: با یکی از دوستام تلفنی  دارم صحبت میکنم. از در و دیوار میگیم و میرسیم به اینکه من امروز 7 ساعت پای پی سی بودم و الان سردرد دارم و میخوام زود کارمو تموم کنم برم بخوابم، میگه قبل از خواب اسفند دود کن!! منم دیگه واقعا باید تو دوربین زل میزدم! :|

میبینید اطرافیان من چقدر با هم همفکر و همزمان!!!!!!!!هستند!!

اعتراف میکنم که تا کنون به برنامه این هفته و تجویز دوستان عمل نکردم هنوز و خودم را از معجزات بی پایان اسفند محروم نموده‌ام!  ;)


پ.ن: نتیجه میگیریم این که ما تا به حال عقب مانده‌ایم در همه احوالات زندگیمان به خاطر چشم زخم بوده و نه احیانا تنبلی و اهمالکاریهای دایمی‌مان! و کلا در این میان آقا دزده بی تقصیره! چشمش زدن!




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 بهمن 1389 01:30 ق.ظ