تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - مطالب خرداد 1390
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

یکی باشه دلم واشه!

دوشنبه 23 خرداد 1390 11:27 ب.ظ

نگارنده : آدن
انگار فقط موقعی که همه چی آروم نیست دلم برای نوشتن در اینجا تنگ میشه.
نمودار سینوسی ام امروز!
الان اونطرف نمودار در قعرم.
نا شکرم؟
حساسم! لوسم؟
هر چی که هستم!

هر چند در واقع همه چی آرومه و من همش در سفر و در حال دریافت نوازش از محیط هستم!!
در دو هفته گذشته 2 تا سفر عالی رفتم و 2 تا تجربه ناب!
اما یه دفعه شادی خونم رفت زیر صفر
اومدم اینجا بنویسم تا دلم واشه!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

وارد دهه چهارم زندگیم شدم و احتمالا بزرگ شدم!

پنجشنبه 19 خرداد 1390 01:04 ق.ظ

نگارنده : آدن
همیشه فکر میکردم سی سالگی برای من یعنی آرامش
یعنی یه عصر آروم و خنک تو بالکن با یه لیوان چای
فکر میکردم تو سالگی تکلیف زندگیم مشخص شده و من دیگه معلق نخواهم بود!
هنوز معلقم!!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

با بهانه

دوشنبه 2 خرداد 1390 11:28 ب.ظ

نگارنده : آدن

پارسال این روزها، روزهای سختی برای من و خانواده‌ام بود، طوری که هنوز آثارش از ذهن و روحمان پاک نشده است.
اما امسال خدا رو شکر میکنم
که تمام شد همه اون روزهای سخت.
 امسال عزیزم در کنارمه و شکر خدا سلامت! و امیدوارم  همیشه سلامت باشه و سایه عزیزش بالای سر من و خانواده‌ام باشه  همچنان .
اما برای همه مادران سرزمینم آرزوی سلامتی و شادی دارم . آرزوی روزهای خوب، آرزوی آرامش دارم.
مادران عزیز
ابراز دوست داشتن و قدر دونستن بهانه نمیخواد.  هر روز روز شماست و روز خواستنتون. ولی به بهانه تقویم تبریک میگم خصوصا به 2 مادری که اینجا میشناسمشون. شاذه و خاطره عزیز
روزتون مبارک
شاد زی
مهر افزون



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -