تبلیغات
نوشته های دختری که همه فکر میکنن بزرگ شده اما ..... - مطالب آدن
اینجا،گاهی پاسخی برای لطف شما نیست.به بزرگواری خود ببخشید که کولی وار در این حوالی پرسه می زنم و آداب دنیای مجازی نمیدانم.

سال نو مبارک

چهارشنبه 25 اسفند 1389 04:53 ب.ظ

نگارنده : آدن
اینجا اومدم تا هم تبریک بگم هم عذرخواهی بکنم از خواننده‌هایی که خیلی اوقات میان اینجا و دست خالی برمیکردن و البته دوستان خوبم که تنبلی میکنم و محبتهاشونو بیجواب میگذارم.
به هر تقدیر فاخته، شاذه، سحر، گل بانو، امین، نیما، گیلاس، مهر، شیوا، علیرضا، آبان،محمد،علی، باربد، جوراب، فیجیل بانو، خاطره، فلاوین، مسی و همه دوستان  دیده و ندیده، شناس و ناشناس عزیزم
براتون آرزوی سالی خوش توام با آرامش، شاد کامی و موفقیت دارم. امیدوارم که سال 90 سال به حقیقت پیوستن آرزوی های به صلاحتون! باشه.
امیدوارم که سال 90 سال صلج آرامش و شادی باشه و رنجهامون با این زمستون تموم بشن. آرزو میکنم همه عزیزاشونو در کنار داشته باشنو حسرت به دل دیدار عزیزشون نباشن.
دنیا را برایتان شاد شاد شاد و شادی را دنیا دنیا دنیا آرزومندم.


پ.ن: براتون آرزوی سلامتی و شادی




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فیلم میبینیم!

دوشنبه 23 اسفند 1389 02:10 ق.ظ

نگارنده : آدن
فیلم دیدم مثلا!
گوتیکا!
همش داشتم میزدم جلو
جاهای ترسناکشم نه می دیدم نه گوش میکردم
الانم همش دارم فکر میکنم که خوب داستان میخواست چی بگه؟
حوصله ندارم بشینم کامل ببینمش!
http://movies.yahoo.com/movie/1808459024/details
اینو پیدا کردم
فهمیدم!!


دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

ما را به خیر شما امید نیست. با آقاتون خوش باشید!

پنجشنبه 19 اسفند 1389 10:09 ب.ظ

نگارنده : آدن
یعنی الان من خودمو بکشم ؟
یعنی از حسرت بمیرم؟
یعنی من الان باید چه کار کنم آخه؟
دوستم ایمیل فوروارد کرده برام.بعد اینا توش بوده!
salam azizam khobi?
kheily kheily doset daram
chand ta akse babay vasat mifrestam ke doost dari.
asheghetam love you
............................... حذف شد!
fadat
اسم همسر ایشان در اینجا درج شده بود!!
حالا یعنی چی؟
امیدوارم باشم که نمیخواسته به من بگه ببین "آقا"!!! داشتن اینقده خوبه!
خاک بر سرم!
این دوست من هر روز میشینه برای من از مزایای ازدواج میگه!
ای خدا!
آخه من چه کنم؟
به من چه که آقاتون فداتون شدن! وظیفه‌شون بوده
!!
این لاو نوت ها را من نخوام ببینم باید کیو ببینم؟

پ.ن: به من نگید که ندیده و فرستاده. من این دوست عزیزمو میشناسم! :|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

فکر!

شنبه 14 اسفند 1389 11:19 ب.ظ

نگارنده : آدن
یه چیزی هست که همیشه بهش فکر میکنم!
اونم اینه که همیشه همه کارها و حرفهام بدون فکرن!
یه وقتایی به این فکره! میگم عزیزم بیا یک دقیقه آروم بگیر!
بگذار من بیبنم چی به چیه!
گوش نمیکنه که!
مدام از این شاخه به اون شاخه
از این گوشه به این گوشه میپره!
دیوارهای ذهنمو خط خطی میکنه
همش هم دلش میخواد پرواز کنه! اما من با بند بستمش نمیگذارم خیلی دور بره!
مثل نخ بابادبادک هی بندشو میکشمو میارمش پایین
بعد اذیت میشه!
اذیت میشم!
بعد قهر میکنه برای خودش میره یه گوشه دیگه
بدو بدو میکنه!
نتیجه این میشه که
حرفهام!
کارهام بیفکرن
مثل همینی که الان نوشتم!!
:|



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: - -

وسواس خودتی!! من بهداشتی‌ام!

شنبه 7 اسفند 1389 08:14 ب.ظ

نگارنده : آدن
امروز  ریکس کردم (سلام سن پطرزبورگ! ).
یه ریسک بزرگ
دم دانشگاه دوباره اون گربه کپلی خوشگله افتاد دنبالم
منم اول با کفشم نازش کردم.
راه افتادم که برم دوباره اومد
یه جور نازی صدام میکردو میومد
منم دل نازک
دلم نیومد دستکشهای چرم جدیدمو کثیف کنم. دستکش سگیم هم همراهم نبود
دستکشمو درآوردم
و نازش کردم
زیر گردنش
سرش
اونم همینطوری ناز میکرد و دلبری
حتی خواستم ببوسمش
به خودم اومدم دیدم نیم ساعته چمباتمه رو زمین نشستم و دارم پیشی ناز میکنم!!
کف دست راستم
سیاه سیاه شده بود!!
کثیف و چرک!!
باهاش خداحافظی کردم
اونم منو تا دم دپارتمان رسوند بعد من پریدم تو اولین آزمایشگاه
هی دستمو با صابون شستم
به دلم ننشست
بعد محلول هیپوکلریت سدیم 15% (همون وایتکس خودمون) درست کردم. دستمو باهاش شستم بعد دستمو آب کشیدم
بعد اومدم الکل سفید 97% خالی کردم رو دستم
الکلش که پرید دوباره آب کشیدم
آب کشیدم
آب کشیدم
بعد خیالم راحت شد که دیگه مریض نمیشم!!

پ.ن: پوست دستم بعد از مصرف یک کیلو!! کرم خوب است و هنوز نفس میکشد،  گفتم که گفته باشم!!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 7 اسفند 1389 08:23 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 54 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...